از سر دلتنگی
سلام اینجا بندرعباس، اغاز بهار ،وقتی همه جا پاییز قدم می گذارد
ای بهار ارزو بر اشیانم کن گذر...
بندرعباس ـاسکله شهید حقانی
یک راه پر از نرفتن
سلام اینجا بندرعباس، اغاز بهار ،وقتی همه جا پاییز قدم می گذارد
ای بهار ارزو بر اشیانم کن گذر...
بندرعباس ـاسکله شهید حقانی
دل جای توست گر چه از ما گرفته ای
ترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی
آن دل که از منش به تمنا گرفته ای
ای نخل من که برگ و برت شد زدیگران
دانی کز آب دیده ی من پا گرفته ای؟
بگذار تا ببینمش اکنون که می رود
ای اشک از چه راه تماشا گرفته ای؟
کوه هست ریزش چرا؟
شب هست سرمایش چرا؟
پا و تن هست زخمی اش چرا؟
.....
دوباره به جاده بنگر!
دوردستها آنقدر هم كه فكر ميكني سخت و دستنيافتني نيست.
مسافر بايد برود.
در جاده با هزاران فراز و نشيبش گام بردارد و ابهام جاده را به خيالش راه ندهد.
مسافر جادههاي تنهايي!
لحظهاي به قدمهايت بينديش بنگر كه چگونه بيقرار رفتن
هستند و ترس تنهايي به خود راه نميدهند.
به ذهنت بياموز تا از آنها سرمشق جاري شدن بگيرد
و براي سفر به دوردستها لحظهاي تعلل نكند.
بله دین میتواند یک جامعه را هدایت کند.اماچگونه؟با کمی اندیشه در دین همه به روشنی در می یابیم که متعالی ترین و ارمان خواهانه ترین اهداف،در میان ادیان شکل گرفته و بیش از هر اندیشه دیگری ادیان بوده اند که توانسته اند افرادی را به عنوان فدایی(اصلی ترین عامل بقای یک اندیشه)برای خود جذب کنند و ان مرهون وعده های والاتری بوده که ادیان به پیروان خود داده اند.و در واقع هر جا که دین می خواسته حضور پیدا کند به دنبال یک جامعه متعالی بوده که هر چیزی در جای خود حضور یابد.اما دین به خوبی میداند که بدون یک ابزار درست و کارامد نه تنها نمی تواند به هدف برسد بلکه به احتمال زیاد موجبات نابودی خویش را فراهم کرده است.( چیزی که الانه مشهود است) .منظور ما از ابزار های کارامد تک تک افرا د تشکیل دهنده جامعه است.یعنی ما وقتی دین را در کنار جامعه قرار می دهیم باید به این نکته توجه کنیم که این افراد هستند که در لباس کلی جامعه ظاهر شده اند.آن چیزی که شاید خیلی ها به ان توجه نمی کنند و زبان به انتقاد از نا کارآمدی دین گشوده اند این است که پایه اجتماعیات دین در فردیات گذاشته شده و تا یکا یک احاد جامعه اقدام به خود سازی نکنند چگونه می توان به اجتماعیات توجه کرده و از ان توقع نا به جا داشته باشیم.در پایان این بحث کوچک می توانیم بگوییم که دین در صورتی می تواند کارآمد باشد که نه تنها خودش واقعا اندیشه ای درست باشد بلکه دارای ابزار های صحیحی نیز باشد ما باید هر یک شروع به اصلاح خویش کنیم تا بتوانیم به سوی هدف والاتر حرکت کنیم.در اینده به سایر ابزار های لازم برای دین می پردازیم.
لازم به ذکر است که دین همواره به دنبال یک جامعه متعالی است نه متعادل و اگر روزی همه متفق القول خواهان جامعه متعادل باشند و ما پیش از ان به این نتیجه رسیده باشیم که دین می تواند یک جامعه متعادل را بسازد به طریق اولی توانایی ساخت یک جامعه متعادل را نیز دارد.
بعد از این مرحله نوبت به این سوال می رسد که با توجه به تعالیم و معیار های دین مورد نظر ایا در دنیا ی کنونی جامعه ای با حاکمیت دینی توانسته به پیشرفت لازم برسد؟(شبهه موضوعی یا مصداقی)
لازم به ذکر است که شاید از نگاه برخی این پیشرفت حاصل نشده باشد اما ما باید ملاک ها و معیار ها را از درون آن ایدویوژی بیابیم.چه بسا جامعه ای که در رابطه با مسائل اقتصادی دچار ضعف های عدیده باشد اما از نگاه فرهنگی جایگاه در خور توجهی داشته باشد.
اقبال لاهوری شخصیتی چند بعدی دارد. او هم شاعر و فیلسوف است و هم متفکر و احیاگر دینی. در این مقال سعی می شود به پاره ای از جنبه های اندیشه و شخصیت اقبال تمرکز شود.
محمد اقبال لاهوری اندیشمند مسلمان و پدر معنوی پاکستان معاصر و کشورهای اسلامی به شمار می رود. وی تمام زندگی اش را صرف تحصیل علم و فراگیری فلسفه بویژه فلسفه اسلامی و غربی کرد. ذوق و استعداد شعری اقبال زمینه ای فراهم آورد تا وی تمام دردها و رنجهای امت مسلمان را در قالب اشعاری روان و جاری گنجانده و برای اهل علم و اهل ادب ارمغانی در خور به جا نهد.
زندگی و حیات اقبال لاهوری
محمد اقبال 22 فوریه سال 1873 در شهر سیالکوت در منطقه پنجاب پاکستان از خانواده ای برهمایی کشمیری الاصل زاده شد. او در خانواده ای متوسط که به دین توجه زیادی داشتند رشد کرد. به زودی مبادی و اصول خواندن و نوشتن را از پدرش فرا گرفت و حافظ قرآن شد. آموزشهای ابتدائی اش را در شهرش گذراند و سپس به مدرسه اسکاتلندی ملحق شد. اقبال در مدرسه دو زبان فارسی و عربی را یاد گرفت و تحصیلاتش را ادامه داد تا اینکه به دانشگاه لاهور پیوست...
عبده شاگرد مکتب سید جمال بود اما شیوه ها و نوع برخوردش با او همگون نبود. او بعد از تبعید سید جمال در روزنامه مصری، مسیری اصلاح گرایانه را پیش گرفت و تمام گرایش های انقلابی را به رعایت تمامی جوانب فرا می خواند. تمامی همت و تلاش عبده به اصلاح فکری و تربیتی معطوف می شد و از اصطکاک سیاسی با دولت انگلیس بر حذر بود
زندگی وآثار
شیخ محمد عبده در سال 1266ه.ق. در یکی از دهکده های مصر به نام "محله نصر" متولد شد. نامش محمد بود و پدرش را عبده خطاب می کردند، شغل او در ابتدا کشاورزی بود.
در سن 13 سالگی به اجبار پدر برای تعلیم معارف اسلامی وارد مرکز ...
|
| |
|
البرز سالخورده، مانند زال زر موي سپيد را افشانده تا كمر رنجيده از سپهر برتافته نگاه خود از روي ماه و مهر بر زير پاي خويش ميافكند نگاه... |